تبليغاتX
هورامان
هورامان
آنچه خواهد آمد تنها روایتی است از مردمی که نه بیگانه اند و آشتی ناپذیر و نه آشنای خاموش فراموش شده

 

ئاخ و داخ دیسان فه صل وه هاره ن

واده ی ته ماشای گول وگولزاره ن

په خشه ن به ره زای به رزی مه غاران

جاسوسه ن په ری ئه ووه ل وه هاران

وه نه و شه ی وه شبو به رگش خومینه ن

په ی یار پارین خاطر خه مینه ن

چنور نه کاوان قامه ت چه م وه رده ن

ئینتظار په ری ئازیزان که رده ن

 

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 6:10 | لینک  | 

نوروز

نوروز یک جشن ملی است . جشن جهان است و روز شادمانی زمین آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سر شار از هیجان هر آغاز .

نوروز تجدید خاطره بزرگی است : خاطره ی خویشاوندی انسان با طبیعت . هر سال این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده ی خود مادر خویش را از یاد می برد با یاد آوری های وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد وبا او این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد . فرزند در دامن مادر خود را باز می یابد و مادر در کنار فرزند چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد جوان می شود حیات دوباره می گیرد با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود 

منبع : کویر

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 5:10 | لینک  | 

بازیهای محلی

خلورتانی : ازمخروط های چوبی استفاده می کردند و دور آن را نخ محکمی می پیچاندند و به نوک آنها یک میخ فلزی ته گرد که بیشتر در نعل اسب و قاطر استفاده می گردد می زدند سپس با کشیدن نخ مخروط شروع به دوران روی زمین می نمود و با چنان سرعتی می چرخید که صدایی نیز ایجاد می کرد . برای به حرکت درآوردن آن می بایست سر بالایی نخ را به صورت حلقه ای در آورند و انگشت اشاره را در آن قرار دهند سپس مخروط ها را که در دست بود محکم به طرف زمین پرتاب می کردند و نخ را می کشیدند بعضی اوقات مخروط خود رابه مخروط افراد دیگری که در حال چرخش بود می زدند و به این ( خلورته مارانی ) یا مخروط شکستن می گفتند اگر مخروط شخصی بدون ترک برداشتن موفق می شد مخروط دیگران را بشکند یا ترک اندازد مخروط او بهترین مخروط محسوب می گردید .

 

هه ملوقوانی یا گوره کانی : هه ملوقوانی از بازیهایی است که دختران انجام می دادند به این صورت که پنج قطعه سنگ به اندازه ی بزرگتر از یک حبه قند انتخاب می کردند و هر کدام از بازیکنان به نوبت با آنها به بازی می پرداختند . برای این کار ابتدا با یک دست سنگ ها را روی زمین ولو می کرد و سپس یکی از آنها را بر می داشت و ضمن اینکه آن را هوا می کرد سنگی را از روی زمین برمی گرفت و می بایست قبل از اینکه سنگ هوا شده به زمین برسد او سنگ خود را برداشته باشد و با همان دست سنگ هوا شده را نیز بگیرد . این بازی چندین مرحله مختلف داشت ابتدا سنگ ها را تک تک بر می داشتند سپس دو تا دو تا سپس یک تکی و یک سه تایی و به همین ترتیب تا پایان تمام مراحل . اگر در حین بازی سنگ هوا شده به زمین می خورد بازیکن دیگر بازی را شروع می نمود و به همین ترتیب بازی دور می زد و هر بار بازیکن بازی را از مرحله ای آغاز می کرد که قبلا نتوانسته بود تا اینکه یکی از آنها زودتر به پایان مراحل برسد و برنده محسوب شود.

از دیگر بازی های دخترانه می توان به بازی آلنجی کولنجی یا آسمان رنگه و چوزی و خط خط اشاره نمود.
نوشته شده توسط شیدا در ساعت 14:52 | لینک  | 

بازیهای محلی

بازیهای محلی

بخش نخست

 

درباره ی بازی بعضی از پژوهندگان گفته اند که نزد انسان چون حیوان مبنای غریزی دارد . مک دوگال بازی آدمی را ناشی از غریزه ی تعدی او می داند و صفت رقابت جنگجویی را که با اکثر بازیها قرین است شاهد مثال می آورد . راس معتقد است اشتیاق مردم امروزی به بازی از عطش غریزی حاکی است چه در دنیای یکنواخت و زندگی شاق و ملال انگیز کنونی بازی فرد را از امور عادی حیات منصرف می کند و به اموری تازه که مطبوع طبع است معطوف می دارد . استانلی هال بازی رایاد آور تجارب نخستین و کهنترین نژادهای انسانی می پندارد . برخی دیگر بازی را گسترش فعالیتهای آدمی که ذاتا لذت بخش باشد محسوب می دارند و بر آنند که غایت بازی را در خود آن باید جست چه اینگونه فعالیتها به نفسه رغبت آور و خوشایند است . کارل گروس معتقد است بازی فرد را آماده ی ایفای نقش های آینده می کند و احترام به مقررات و انضباط را به او می آموزد و به همدستی و همکاری با همگنان خو می دهد و ولی در حقیقت هدف اصلی رهایی از انقباض درونی و فشارهای زندگی و به خوش گرایی و خویشتن نوازی است .

بازی نیروهای اضافی را که سر بار تن و جان است به مصرف کارهای دلپذیر می رساند و ذهن را از مشغله های گران روزانه پاکیزه می نماید و از این راه به تجدید قوا یاری می کند . چون در بازی بیش از یک نفر دخالت دارد آن را مانند بسیاری از مظاهر فرهنگی مایه ی همبستگی افراد دانسته و گفته اند بازی آدمی را با گروه و جامعه پیوند می دهد .

اما نظریه ای که امروزه بیشتر مورد توجه است این است که بازی نوعی کار آموزی و آماده سازی هدفدار است که به وسیله ی تکرار و تمرین صورت می گیرد . بازی در نزد انسانها اشکال مختلف دارد و بدون شک نقش جامعه در این تنوع بی تاثیر نبوده است . بازی یا به صورت انفرادی صورت می گیرد یا به صورت دسته جمعی .

در بازیهای دسته جمعی می توان هدفداری را بهتر مشاهده نمود زیرا از اهداف بازیهای اجتماعی این است که خود خواهی و خود کامگی شخص را تعدیل می کند تا تمایلات فردی او تبدیل به تمایلات جمعی شود . همچنین این نوع بازیها فرد را برای زندگی اجتماعی و مقابله با مشکلات و پیشامدهای غیر منتظره آماده می کند.

در بخشهای بعدی سعی خواهیم کرد چند مورد از بازیهایی که در گذشته درهورامان انجام می شده ولی اکنون نسبت به گذشته کمرنگ تر شده شرح دهیم .

 

 

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 15:6 | لینک  | 

بازیهای محلی

 

کلاوریزان : فردی کلاهی را پر از سنگریزه می نمود وآن را وارونه روی یک سطح قرار می داد سپس می بایست کلاه را طوری از زمین بردارد که سنگریزه ای برجای نماند اما اگر موفق نمی شد می بایست سنگریزه های باقیمانده در روی زمین را تک تک طوری بردارد که بقیه سنگریزه ها موجود در سطح تکان نخورند در غیر این صورت بازنده اعلام می گردید . هر کس در این بازی موفق می شد که یا کلاه را پر از سنگریزه برگرداند یا اینکه سنگریزه ها را تک تک بردارد به طوری که بقیه ی آنها تکان نخورد برنده اعلام می شد در این بازی دقت زیادی لازم بود و کسی که نمی توانست اعصاب آرامی داشته باشد موفق نمی گردید.

                                                                    ***

هیله مارانی : ( تخم مرغ شکستن ) این بازی که به صورت برد و باخت انجام می گرفت به این صورت بود که در هر مرحله دو نفر با هم روبرو می شدند هر کدام از طرفین تخم مرغی را محکم در دستش نگه می داشت به طوری که یک سر تخم مرغ به طرف بالا باشد و دیده شود سپس فرد دیگری تخم مرغ خود را از طرف سر آن به تخم مرغ طرف مقابل می زد اگر تخم مرغ یکی از آنهاترک بر می داشت این بار دو سر دیگر تخم مرغ را به هم می زدند اگر این بار نیز همان تخم مرغ ترک بر می داشت صاحب این تخم مرغ بازنده محسوب می شد و می بایست تخم مرغ خود را به طرف مقابل بدهد و اگر هر دو ترک برمی داشتند آن طرفی بازنده محسوب می شد که تخم مرغش بیشتر شکسته باشد . به این طریق یک فرد ممکن بود در روز چند تخم مرغ را صاحب شود .

 

منبع : مونوگرافی روستای هجیج

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 13:54 | لینک  | 

موسیقی هورامان

موسیقی

 

موسیقی در معنای سازها آهنگ ها وسرودهایی است که مجموعا زبان حال و مترجم احساسات و عواطف مردم است که از گذشته ی بسیار دور از نسلی به نسل بعد منتقل شده و به عنوان جزیی از فرهنگ قومی با روح و جان مردم در آمیخته و به حیات خود ادامه می دهد.

در زمان حاضر اصیل ترین الحان و آهنگ های ایرانی را می توان در اشعار معروف به گورانی شعرای کرد زبان یافت این آوازها یا گورانی ها هم جنبه ی مذهبی دارند هم غیر مذهبی.آوازهایی که غیر مذهبی می باشند بیشتر بر پایه ی موضوعات عشقی و غنایی و قهرمانی ترکیب یافته اند.

موسیقی با جان و دل اکثر کردها عجین شده است چرا که موسیقی هم پیام آور شادی و هم پیام آور غم می باشد. ودر این میان منطقه ی اورامانات و اورامی زبان از جایگاه ویژه ای برخوردارند زیرا که اورامان خود به معنی خوانندگی و گویندگی است. اورامن نوعی از خوانندگی و گویندگی می باشد خاصه پارسیان است و شعر آن به زبان پهلوی می باشد.

از ویژگی های موسیقی اورامان این است که همچون جلوه های فرهنگ و هنر مردم اورامان از تاثیر موسیقی و فرهنگ های دیگر بر کنار مانده است و همچنان اصالت خود را حفظ کرده است و این موسیقی همانند دیگر موسیقی های فولکوریک دارای جمله های ساده و با وسعت صوتی محدود به دنگ و فرمی ترجیع بندی است که در اصطلاح موسیقی استر وفیک نامیده می شود. بیشتر ترانه های اورامی را به صورت تبادل دو گروه می خوانند یا تبادل خواننده و گروه همراه با کف زدن خوانده می شود.

دو نوع موسیقی اورامی چه پلی و گوشی است. چه پلی آهنگ هایی را شامل می شود که ریتمی مشخص و منظم دارند و همراه کف زدن اجرا می شوند . گوشی ملودی های آواز مانندی را در بر می گیرد که ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان به هنگام اجرای این موسیقی یک یا هر دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمرکز بیشتری یابند از این جمله سیاه چمانه مناجات و حالیات را می-توان نام برد.

از سیاه چمانه که گفته می شود به سیاه جامگان دوره زرتشت مربوط است نزدیک به چهل و شش نوع آن در پرده های گوناگون به جا مانده است. می گویند در روزگار خسرو پرویز برای شکار گراز راهی اورامان شد و تحت تاثیر مناظر زیبای آنجا به موسیقیدان خود باربد دستور داد که آهنگی در وصف اورامان بسازد گویا آهنگ اورامان باربد همان سیاه چمانه امروزی است که در طول زمان تغییر نام داده است.

در بهار که همه جا سبز و خرم است شاید در دل مناظر زیبای طبیعی کوهستان های اورامان چیزی بهتر از سیاه چمانه ای نباشد که با صدایی دل انگیز و روح افزا در وصف طبیعت خوانده شده است.

از چه پلی بیشتر در شادی ها و عروسی ها استفاده می شود ولی گوشی زمان خاصی ندارد به همین جهت هر وقت فرد اورامانی احساس تنهایی نماید یا خود به خروش می آید و می خواند یا به صدای دیگری گوش فرا می دهد و با آن وقت خود را سپری می نماید.

استفاده از وسایل نوازندگی موسیقی در اورامان کمتر شایع است . خود آواز موسیقی خاص خود را همراه دارد . جز در موارد نادری که از دف ودایره و نی وشمشال استفاده می شود.نیکیتین درباره ی آواز کرد می-گوید : سیاحان و محققان دانشمند گرایش یافته اند به اینکه عالی بودن آوازهای کردی را به فضایل فردی و قهرمانی این ملت نسبت بدهند. آوازهای کردی چه به صورت د سته جمعی خوانده شود و چه به وسیله ی آوازه خوانهای شاعر مسلک چه درباره موضوع های قهرمانی باشد وچه غنایی بهترین وسیله سرگرمی و وقت گذرانی در محافل و مجالس کردان است .

 

منبع : مونوگرافی روستای هجیج

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 18:50 | لینک  | 



 

عید سعید قربان مبارک باد

 



نوشته شده توسط شیدا در ساعت 12:37 | لینک  | 

طبیعت هورامان

طبیعت هورامان

هورامان منطقه ای است بسیار خوش آب وهوا دارای درختان و باغهای زیبا با مناظر طبیعی و گیاهان و گلهای معطر دارویی ورودخانه و چشمه و کوهسار و از این نظر برای خود بهشت سازگاری است .

طبیعت هورامان طبیعت سازگاری است و سفر به آنجا توصیف های آن را اثبات می کند. سفر به هورامان به ویژه درفصل بهار شادی بخش و شفا بخش است. اگر از هر طرف کمی از دور به هورامان بنگریم غیر از کوههای سنگی بسیار سخت و بلند که در میان کردستان به هم رسیده اند چیز دیگری به چشم نمی خورد گویی هیچ روستا و هیچ باغ و بوستان و چشمه و رودخانه ای در آن وجود ندارد اما وقتی از نزدیک نظاره-گرمی شویم آن وقت است که شادی طبیعت و صفای روح بخش آن با تمام زیباییهایش لمس می گردد.

ماموستا قانع در وصف طبیعت هورامان می گوید:

قه لای هوز و گه ل شاخی هورامان                 

پرسیارم هه یه دستم به دامان

له لام روناکه شاخیکی سه ختی

پشت و کومه کی وقت و بی وقتی

چنور و شوبو به ره زاو که ره س

ریواس و پیچک دامینی هه ره س

کویستانی به رزی به رزه د ماخی

گشت که س ده زانی که شاخ و داخی

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 14:8 | لینک  | 

مراسم آیینی پیر شالیار

        بخش دوم

 

پس از آن نوبت ذ بح قربانی هایی که مردم نذر کرده اند می رسد. گاو و گوسفندان قربانی را مقابل خانه ی پیر می آورند.با اولین اشعه ی آفتاب خون قربانی بر زمین ریخته می شود اولین قربانی باید به وسیله ی مردی از اخلاف خانواده ای که در زمان حیات پیر اول بار برای او قربانی کرده است انجام گیرد و او به پاداش دل و جگر قربانی را می گیرد پس از پایان مراسم قربانی گوشت قربانی را به داخل خانه پیر می برند و بین اهالی و زوار و نیز روستا های اطراف که نذر کرده بودند تقسیم می کنند. کسانیکه برای بردن گوشت می آیند چیزی به رسم پیشکش با خود می آورند .

با دل و جگر و اناردان و گندم نخود و لوبیا و پیاز و آویشن و نوعی نعنا در 7 دیگ آشی پخته و به زوار و اهالی روستا می دهند و در غروب همان روز دایره ای از مردان دست در دست و شانه به شانه با صدای دف به رقص آیینی می پردازند رقصی که از گذشته های دور به جا مانده است اوج رقص حالت خلسه ای عارفانه است که در آن دستیابی به روح دسته جمعی یکی شدن تن ها و فراموشی من است. در موقع نواختن دف با گفتن الله اکبر های متوالی به حالت جذبه عارفانه ای فرو می روند .

روز بعد (پنجشنبه) با استخوانهای به جا مانده و اناردان و گندم در 9 دیگ غذایی درست می کنند و به همه میدهند از این 9 دیگ 2 دیگ را برای ادامه مراسم که به هنگام شب است کنار می گذارند. شباهنگام در خانه ی پیر که به صورت اتاقی مستطیل شکل است وگرداگرد آن دارای سکوست جمع می شوند.مردم معتقدند که خانه ی پیر زوار رابه هر تعداد که باشند در خود جای می دهد. اهالی روستا گروه گروه با تکه گلیمی و چراغی می آیند و در جای مخصوص خود می نشینند و برای تبرک رشته تسبیح چوبین و دانه درشت وتخت گیوه ی به جا مانده از پیر را می بوسند و سپس مراسم نواختن دف و گفتن ذکر آغاز می شود.

***

 

سومین جمعه ماه بهمن مرحله ی سوم مراسم پیر انجام می شود. در این روز مردان نان هایی را که به شکل قرص های طلایی رنگی از آرد گندم و مغز بادام کوبیده است و با ریحان و سیاه دانه تزیین شده است بر سر مزار پیرهای هورامان می برند اولین گروه طایفه خالداند.پس از جمع شدن بر سر مزار پیر نان ها را روی هم می ریزند و به کسانی که نان آورده اند نانی درسته می دهند سپس بقیه را خرد کرده با ماست بین مردم قسمت می کنند پس اتمام مراسم پیر خالدیها و راه افتادن اولین کسی که مزار پیر خالد را ترک می کند پیروان پیر شالیار که در پایین روستا در مقابل خانه ی پیر منتظر مانده اند دف زنان و ذکر گویان بر سر مزار پیر شالیار می روند و همزمان با این حرکت طایفه های دیگر نیز رخصت می یابند بر سر مزار پیرهای خود بروند و مراسمی مشابه آنچه بر سر مزار پیر خالد برگزار شده بود (خرد کردن نانها و خوردن آن با ماست) به جا آورند.

در پایان مراسم باقیمانده ی نان های خرد شده و ماست را به روستا می برند و به کسانی که در مراسم شرکت نکرده اند به رسم تبرک می دهند. زنان این ماست را به عنوان مایه برای تبرک به شیر می زنند و معتقدند که این کار مایه برکت تولیداتشان در طول سال خواهد شد.

 

منبع : کتاب کردهای ایران

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 12:55 | لینک  | 

برگزاری مراسم سنتی پیر شالیار در نیمه بهمن ماه در هورامان

 

تاریخ 21 / 10 / ۸۳
سایت پاوه و اورامان

مراسم سنتي پيرشاليار اواسط بهمن ماه در اورامان تخت برگزار مي گردد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، اين مراسم كه هر ساله برپا مي شود يادواره دوراني 900-800 ساله و ميراث باارزش تاريخي و فرهنگي منطقه اورامان است. اين گزارش به نقل از فرمانداري شهرستان سروآباد در استان كردستان حاكي است، مراسم سنتي پيرشاليار حود 900 سال به طور مستمر در اورامان برگزار گرديده و هر ساله نيز به رونق آن افزوده شده است. اهالي اورامان با ديدي عقيدتي و ديني و فرهنگي به اين مراسم مي نگرند و در حفظ و بقاي آن جديت دارند. پيرشاليار اورامان شخصيتي ديني و عرفاني قرن پنجم هجري است كه مردم منطقه اورامان هر ساله ياداورا گرامي مي دارند

 

نوشته شده توسط شیدا در ساعت 13:52 | لینک  |